تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

Hafez (1315–1390)

دیوان حافظ

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بودسر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

حلقهٔ پیر مغان از ازلم در گوش استبر همانیم که بودیم و همان خواهد بود

بر سر تربت ما چون گذری همّت خواهکه زیارتگه رندان جهان خواهد بود

برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و توراز این پرده نهانست و نهان خواهد بود

ترک عاشق کش من مست برون رفت امروزتا دگر خون که از دیده روان خواهد بود

چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر بلحدتا دم صبح قیامت نگران خواهد بود