ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار

Hafez (1315–1390)

دیوان حافظ

ساقیا باده که اکسیر حیاتست بیارتا تن خاکی من عین بقا گردانی

چشم بر دور قدح دارم و جان بر کف دستبسر خواجه که تا آن ندهی نستانی

همچو گل بر چمن از باد میفشان دامنزانکه در پای تو دارم سر جان‌افشانی

بر مثانیّ و مثالث بنواز ای مطربوصف آن ماه که در حسن ندارد ثانی