صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد

Hafez (1315–1390)

دیوان حافظ

صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمدکه موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد

هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشایدرخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

تنور لاله چنان برفروخت باد بهارکه غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد

بگوش هوش نیوش از من و بعشرت کوشکه این سخن سحر از هاتفم بگوش آمد

ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموعبحکم آنکه چو شد اهرمن سروش آمد

ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزادچه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد

چه جای صحبت نامحرمست مجلس انسسر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد