ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
دیوان حافظ
ما نگوئیم بد و میل بناحق نکنیمجامهٔ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر بکم و بیش بَدستکار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیمسرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جرعهٔ رندان نه بحرمت نوشدالتفاتش بمی صاف مروّق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راهروانفکر اسب سیه و زین مغرّق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر میشکندتکیه آن به که برین بحر معلّق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجیدگو تو خوش باش که ما گوش باحمق نکنیم