پیش ازینت بیش ازین اندیشه عشاق بود

Hafez (1315–1390)

دیوان حافظ

پیش از اینت بیش ازین اندیشهٔ عشّاق بودمهرورزیّ تو با ما شهرهٔ آفاق بود

یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبانبحث سرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشّاق بود

پیش ازین کاین سقف سبز و طاق مینا برکشندمنظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود

از دمِ صبح ازل تا آخر شام ابددوستیّ و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود

سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شدما باو محتاج بودیم او بما مشتاق بود

حسن مهرویان مجلس گرچه دل میبُرد و دینبحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

بر درِ شاهم گدائی نکتهٔ در کار کردگفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزّاق بود

رشتهٔ تسبیح اگر بُگسست معذورم بداردستم اندر دامن ساقیّ سیمین ساق بود

در شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکنسرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود