چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
دیوان حافظ
چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودیکه حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی
بگفتمی که چه ارزد نسیم طرّهٔ دوستگرم بهر سر موئی هزار جان بودی
برات خوشدلی ما چه کم شدی یا ربگرش نشان امان از بد زمان بودی
گرم زمانه سرافراز داشتیّ و عزیزسریر عزّتم آن خاک آستان بودی
ز پرده کاش برون آمدی چو قطرهٔ اشککه بر دو دیدهٔ ما حکم او روان بودی