ای یار جفا کرده پیوند بریده

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

ای یار جفاکرده پیوند بریدهاین بود وفاداری و عهد تو ندیده

در کوی تو معروفم و از روی تو محرومگرگ دهن آلودهٔ یوسف ندریده

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتندافسانهٔ مجنونِ بلیلی نرسیده

در خواب گزیده لب شیرین گلنداماز خواب نباشد مگر انگشت گزیده

بس در طلبت کوشش بیفایده کردیمچون طفل دوان در پی گنجشک پریده

مرغ دل صاحبنظران صید نکردیالّا بکمان مهرهٔ ابروی خمیده

مَیلت بچه ماند؟ بخرامیدن طاوسغَمزت بنگه کردن آهوی رمیده

گر پای بدر مینهم از نقطهٔ شیرازره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده

با دست بلورین تو پنجه نتوان کردرفتیم دعا گفته و دشنام شنیده

روی تو مبیناد دگر دیدهٔ سعدیگر دیده بکس بازکند روی تو دیده