دیدار مینمایی و پرهیز میکنی
کلیات سعدی — غزلیات
دیدار مینمائی و پرهیز میکنیبازار خویش و آتش ما تیز میکنی
گر خوندل خوری فرحافزای میخوریور قصد جان کنی طربانگیز میکنی
بر تلخ عیشی من اگر خنده آیدتشاید که خندهٔ شکرآمیز میکنی
حیران دست و دشنهٔ زیبات ماندهامکاهنگ خون من چه دلاویز میکنی
سعدی گلت شکفت همانا که صبحدمفریاد بلبلان سحرخیز میکنی
بر عیش تلخ سعدی اگر خنده آیدتشاید که خندهٔ شکر آمیز میکنی