زنده شود هر که پیش دوست بمیرد
کلیات سعدی — غزلیات
زنده شود هر که پیش دوست بمیردمرده دلست آنکه هیچ دوست نگیرد
هر که ز ذوقش درون سینه صفائیستشمع دلش را ز شاهدی نگزیرد
طالب عشقی دلی چو موم بدست آرسنگ سیه صورت نگین نپذیرد
صورت سنگیندلی کُشنده سعدیستهر که بدین صورتش کشند نمیرد
صد چو من در فراق تو میرادوآنکه ترا بیند و بدوست نگیرد