عشرت خوشست و بر طرف جوی خوشترست

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

عشرت خوشست و بر طرف جوی خوشترستمی بر سماع بلبل خوشگوی خوشترست

عیشست بر کنار سمن‌زار خواب صبح؟نی، در کنار یار سمن بوی خوشترست

خواب از خمار بادهٔ نوشین بامدادبر بستر شقایق خودروی خوشترست

روی از جمال دوست بصحرا مکن که رویدر روی همنشین وفاجوی خوشترست

آواز چنگ و مطرب خوشگوی گو مباشما را حدیث همدم خوشخوی خوشترست

گر شاهدست سبزه بر اطراف گلستانبر عارضین شاهد گلروی خوشترست

آب از نسیم باد زره‌روی گشته گیرمفتول زلف یار زره‌موی خوشترست

گو چشمه آب کوثر و بستان بهشت باشما را مقام بر سر این کوی خوشترست

سعدی جفا نبرده چه دانی تو قدر یار؟تحصیل کام دل بتکاپوی خوشترست