فراق را دلی از سنگ سختتر باید

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

فراق را دلی از سنگ سخت‌تر بایدمرا دلیست که با شوق بر نمی‌آید

هنوز با همه بدعهدیت دعاگویمبیا و گر همه دشنام میدهی شاید

اگر چه هر چه جهانت بدل خریدارندمنت بجان بخرم تا کسی نیفزاید

بکش چنانکه توانی که بنده را نرسدخلاف آنچه خداوندگار فرماید

نه زنده را بتو میلست و مهربانی و بسکه مرده را بنسیمت روان بیاساید

مپرس کشتهٔ شمشیر عشق را چونیچنانکه هر که ببیند برو ببخشاید

پدر که چون تو جگرگوشه از خدا میخواستخبر نداشت که دیگر چه فتنه میزاید

توانگرا در رحمت بروی درویشانمبند و گر تو ببندی خدای بگشاید

بخون سعدی اگر تشنهٔ حلالت بادتو دیر زی که مرا عمر خود نمی‌پاید