ما را همه شب نمی‌برد خواب

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

ما را همه شب نمیبرد خوابای خفتهٔ روزگار دریاب

در بادیه تشنگان بمردندوز حله بکوفه میرود آب

ای سخت کمان سست پیماناین بود وفای عهد اصحاب؟

خارست بزیر پهلوانمبی روی تو خوابگاه سنجاب

ای دیدهٔ عاشقان برویتچون روی مجاوران بمحراب

من تن بقضای عشق دادمپیرانه سر آمدم بکتاب

زهر از کف دست نازنیناندر حلق چنان رود که جلّاب

دیوانهٔ کوی خوبرویاندردش نکند جفای بوّاب

سعدی نتوان بهیچ کُشتنالّا بفراق روی احباب