مرحبا ای نسیم عنبربوی

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

مرحبا ای نسیم عنبر بویخبری زان بخشم رفته بگوی

دلبر سست مهر سخت کمانصاحب دوست روی دشمن خوی

گو دگر گر هلاک من خواهیبیگناهم بکش بهانه مجوی

تشنه ترسم که منقطع گرددور نه بازآید آب رفته بجوی

صبر دیدیم در مقابل شوقآتش و پنبه بود و سنگ و سبوی

هر که با دوستی سری داردگو دو دست از مراد خویش بشوی

تا گرفتار خمّ چوگانیاحتمالت ضرورتست چو گوی

پادشاهان و گنج و خیل و حشمعارفان و سماع و هایاهوی

سعدیا شور عشق می‌گویدسخنانت، نه طبع شیرین گوی

هر کسی را نباشد این گفتارعود ناسوخته ندارد بوی