من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

من آن نیم که دل از مهر دوست بردارمو گر ز کینهٔ دشمن بجان رسد کارم

نه روی رفتنم از خاک آستانهٔ دوستنه احتمال نشستن نه پای رفتارم

کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست؟سفر کنید رفیقان که من گرفتارم

نه او بچشم ارادت نظر بجانب مانمیکند، که من از ضعف ناپدیدارم

اگر هزار تعنت کنی و طعنه زنیمن این طریق محبت ز دست نگذارم

مرا بمنظر خوبان اگر نباشد میلدرست شد بحقیقت که نقش دیوارم

در آن قضیه که با ما بصلح باشد دوستاگر جهان همه دشمن شود چه غم دارم؟

بعشق روی تو اقرار میکند سعدیهمه جهان بدر آیند گو بانکارم

کجا توانمت انکار دوستی کردنکه آب دیده گواهی دهد باقرارم