مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدیکه روی چون قمر از دوستان بپوشیدی؟

من از جفای زمان بلبلا نخفتم دوشترا چه بود که تا صبح میخروشیدی؟

قضا بنالهٔ مظلوم و لابهٔ محرومدگر نمیشود، ای نفس بس که کوشیدی

کنون حلاوت پیوند را بدانی قدرکه شربت غم هجران تلخ نوشیدی

بمقتضای زمان اقتصار کن سعدیکه آنچه غایت جهد تو بود کوشیدی