نشان بخت بلندست و طالع میمون

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

نشان بخت بلندست و طالع میمونعلی‌الصباح نظر بر جمال روزافزون

علی‌الخصوص کسیرا که طبع موزونستچگونه دوست ندارد شمایل موزون؟

گر آبروی بریزد میان انجمنتبدست دوست حلالست اگر بریزد خون

مثال عاشق و معشوق شمع و پروانه‌ستسر هلاک نداری مگرد پیرامون

بسوخت مجنون در عشق صورت لیلیعجب که لیلی را دل نسوخت بر مجنون

چگونه وصف جمالش کنم؟ که حیرانرامجال نطق نباشد که باز گوید چون

همین تغیر بیرون دلیل عشق بسستکه در حدیث نمیگنجد اشتیاق درون

اگر کسی نفسی از زمان صحبت دوستبملک روی زمین میدهد زهی مغبون

سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیستحدیث دلبر فتان و عاشق مفتون

جفای عشق تو چندان که میبرد سعدیخیال وصل تو از سر نمیکند بیرون