هر که می با تو خورد عربده کرد

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

هر که می با تو خورد عربده کردهر که روی تو دید عشق آورد

زهر اگر در مذاق من ریزیبا تو همچون شکر بشاید خورد

آفرین خدای بر پدریکه تو فرزند نازنین پرورد

لایق خدمت تو نیست بساطروی باید درین قدم گسترد

خواستم گفت خاک پای توامعقلم اندر زمان نصیحت کرد

گفت در راه دوست خاک مباشنه که بر دامنش نشیند گرد

دشمنان در مخالفت گرمندوآتش ما بدین نگردد سرد

مرد عشق ار ز پیش تیر بلاروی درهم کشد، مخوانش مرد

هر کرا برگ بیمرادی نیستگو برو گردِ کوی عشق مگرد

سعدیا صاف وصل اگر ندهندما و دُردی کشان مجلس درد