هر که نازک بود دل یارش

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

هر که نازک بود دل یارشگو دل نازنین نگه دارش

عاشق گل دروغ میگویدکه تحمل نمیکند خارش

نیکخواها در آتشم بگذاروین نصیحت مکن که بگذارش

کاش با دل هزار جان بودیتا فدا کردمی بدیدارش

عاشق صادق از ملامت دوستگر برنجد، بدوست مشمارش

کس بآرام جان ما نرسدکه نه اوّل بجان رسد کارش

خانهٔ یار سنگدل اینستهر که سر میزند بدیوارش

خون ما خود محل آن داردکه بود پیش دوست مقدارش

سعدیا گر بجان خطاب کندترک جان گوی و دل بدست آرش

گرچه بی طاقتم چو مور ضعیفمی‌کشم نفس و می‌کشم بارش