بیفکن خیمه تا محمل برانند

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — مواعظ

بیفکن خیمه تا محمل برانندکه همراهان این عالم روانند

زن و فرزند و خویش و یار و پیوندبرادر خواندگان کاروانند

نباید بستن اندر صحبتی دلکه بی ایشان بمانی یا بمانند

نه اول خاک بودست آدمیزادبآخر چون بیندیشی همانند

پس آن بهتر که اول و آخر خویشبیندیشند و قدر خود بدانند

زمین چندی بخورد از خلق و چندیهنوز از کبر سر بر آسمانند

یکی بر تربتی فریاد میخواندکه اینان پادشاهان جهانند

بگفتم تختهٔ بر کن ز گوریببین تا پادشه یا پاسبانند

بگفتا تخته بر کندن چه حاجتکه میدانم که مشتی استخوانند

نصیحت داروی تلخست و بایدکه با جلاب در حلقت چکانند

چنین سقمونیای شکرآلودز داروخانهٔ سعدی ستانند

خداوندان نعمت میتوانندکه درویشان بیطاقت برانند

ولیکن دور گیتی را وفا نیستهمان بهتر که قدر خود بدانند