غافلند از زندگی مستان خواب

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — مواعظ

غافلند از زندگی مستان خوابزندگانی چیست مستی از شراب

تا نپنداری شرابی گفتمتخانه آبادان و عقل از وی خراب

از شراب شوق جانان مست شوکانچه عقلت میبرد شرست و آب

قرب خواهی گردن از طاعت مپیچجامگی خواهی سر از خدمت متاب

خفته در وادی و رفته کاروانترسمش منزل نبیند جز بخواب

تا نپاشی تخم طاعت دخل عیشبرنگیری، رنج بین و گنج یاب

چشمهٔ حیوان بتاریکی درستلؤلؤ اندر بحر و گنج اندر خراب

هر که دایم حلقه بر سندان زندناگهش روزی بباشد فتح باب

رفت باید تا بکام دل رسندشب نشستن تا برآید آفتاب

سعدیا گر مزد خواهی بی‌عملتشنه خسبد کاروانی در سراب