پاکیزه روی را که بود پاکدامنی

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — مواعظ

پاکیزه روی را که بود پاکدامنیتاریکی از وجود بشوید بروشنی

گر شهوت از خیال دماغت بدر رودشاهد بود هر آنچه نظر بر وی افکنی

ذوق سماع مجلس انست بگوش دلوقتی رسد که گوش طبیعت بیاکنی

بسیار برنیاید شهوت پرست راکش دوستی شود متبدل بدشمنی

خواهی که پای بسته نگردی بدام دلبا مرغ شوخ دیده مکن همنشیمنی

شاخی که سر بخانهٔ همسایه میبردتلخی برآورد مگرش بیخ برکنی

زنهار گفتمت قدم معصیت مروورنه نزیبدت که دم معرفت زنی

سعدی هنر نه پنجهٔ مردم شکستن استمردی درست باشی اگر نفس بشکنی