ای خونبهای نافه چین خاک راه تو

Hafez (1315–1390)

دیوان حافظ

ای خونبهای نافهٔ چین خاک راه توخورشید سایه پرور طرف کلاه تو

نرگس کرشمه می‌برد از حد برون خرامای من فدای شیوهٔ چشم سیاه تو

خونم بخور که هیچ ملک با چنان جمالاز دل نیایدش که نویسد گناه تو

آرام و خواب خلق جهان را سبب توئیزان شد کنار دیده و دل تکیه‌گاه تو

با هر ستارهٔ سر و کارست هر شبماز حسرت فروغ رخ همچو ماه تو

یاران همنشین همه از هم جدا شدندمائیم و آستانهٔ دولت پناه تو