ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو

Hafez (1315–1390)

دیوان حافظ

ای قبای پادشاهی راست بر بالای توزینت تاج و نگین از گوهر والای تو

آفتاب فتح را هر دم طلوعی میدهداز کلاه خسروی رخسار مه سیمای تو

جلوه‌گاه طایر اقبال باشد هر کجاسایه‌اندازد همای چتر گردون سای تو

از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلافنکتهٔ هرگز نشد فوت از دل دانای تو

آب حیوانش ز منقار بلاغت میچکدطوطی خوش‌لهجه یعنی کلک شکّرخای تو

گر چه خورشید فلک چشم و چراغ عالمستروشنائی‌بخش چشم اوست خاک پای تو

آنچه اسکندر طلب کرد و ندادش روزگارجرعهٔ بود از زلال جام جان‌افزای تو

عرض حاجت در حریم حضرتت محتاج نیستراز کس مخفی نماند با فروغ رای تو