بشری اذالسلامة حلت بذمی سلم

Hafez (1315–1390)

دیوان حافظ

بشری اِذِ السّلامة حلّت بذی سلملله حمد معترف غایة النعم

آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده دادتا جان فشانمش چو زر و سیم در قدم

از بازگشت شاه در این طرفه منزلستآهنگ خصم او بسراپرده عدم

پیمان‌شکن هرآینه گردد شکسته حالاِنّ العهودَ عند ملیک النّهی ذِمَم

می‌جست از سحاب امل رحمتی ولیجز دیده‌اش معاینه بیرون ندادنم

در نیل غم فتاد سپهرش بطنز گفتالآن قد ندمتَ و ما ینفع النّدم