دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
دیوان حافظ
دارای جهان نصرت دین خسرو کاملیحیی بن مظفّر ملک عالم عادل
ای درگه اسلام پناه تو گشادهبر روی زمین روزنهٔ جان و در دل
تعظیم تو بر جان و خرد واجب و لازمانعام تو بر کون و مکان فایض و شامل
روز ازل از کلک تو یک قطره سیاهیبر روی مه افتاد که شد حلّ مسائل
خورشید چو آن خال سیه دید بدل گفتای کاج که من بودمی آن هندوی مقبل
شاها فلک از بزم تو در رقص و سماعستدست طرب از دامن این زمزمه مگسل
می نوش و جهان بخش که از زلف کمندتشد گردن بدخواه گرفتار سلاسل
دور فلکی یکسره بر منهج عدلستخوش باش که ظالم نبرد راه بمنزل