ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
دیوان حافظ
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایماز بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
ره رو منزل عشقیم و ز سرحدّ عدمتا باقلیم وجود این همه راه آمدهایم
سبزهٔ خطّ تو دیدیم و ز بستان بهشتبطلبکاری این مهرگیاه آمدهایم
با چنین گنج که شد خازن او روح امینبگدائی بدر خانهٔ شاه آمدهایم
لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاستکه درین بحر کرم غرق گناه آمدهایم
آب رو میرود ای ابر خطاپوش ببارکه بدیوان عمل نامه سیاه آمدهایم