ما ز یاران چشم یاری داشتیم

Hafez (1315–1390)

دیوان حافظ

ما ز یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

تا درخت دوستی برکی دهدحالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت و گو آیین درویشی نبودور نه با تو ماجراها داشتیم

شیوهٔ چشمت فریب جنگ داشتما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

گلبن حسنت نه خود شد دلفروزما دم همّت برو بگماشتیم

نکتها رفت و شکایت کس نکردجانب حرمت فرو نگذاشتیم