چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد

Hafez (1315–1390)

دیوان حافظ

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کردنفس ببوی خوشش مشکبار خواهم کرد

بهرزه بی می و معشوق عمر میگذردبطالتم بس از امروز کار خواهم کرد

هر آب روی که اندوختم ز دانش و دیننثار خاک ره آن نگار خواهم کرد

چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشنکه عمر در سر این کار و بار خواهم کرد

بیاد چشم تو خود را خراب خواهم ساختبنای عهد قدیم استوار خواهم کرد

صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گلفدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد