در دایره که آمد و رفتن ماست
رباعیات خیام
در دایرهٔ که آمد و رفتن ماستاو را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راستکاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست
خیّام تَنَت بخیمهٔ ماند راستسلطان روح است و منزلش دار بقاست
فرّاش ازل ز بهر دیگر منزلنه خیمه بیفکند چو سلطان برخاست؟