باب هشتم

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — بوستان

فهرست (جداگانه فهرست نشده)

نفس می‌نیارم زد از شکر دوست

جوانی سر از رأی مادر بتافت

ببین تا یک انگشت از چند بند

ملک زاده‌ای ز اسب ادهم فتاد

شب از بهر آسایش تست و روز

نداند کسی قدر روز خوشی

شنیدم که طغرل شبی در خزان

یکی را عسس دست بر بسته بود

برهنه تنی یک درم وام کرد

یکی کرد بر پارسایی گذر

ز ره باز پس مانده‌ای می‌گریست

فقیهی بر افتاده مستی گذشت

سرشتست باری شفا در عسل

نخست او ارادت به دل در نهاد

بتی دیدم از عاج در سومنات