اگر تو برشکنی دوستان سلام کنند

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

اگر تو برشکنی دوستان سلام کنندکه جور قاعده باشد که بر غلام کنند

هزار زخم پیاپی گر اتفاق افتدز دست دوست نشاید که انتقام کنند

بتیغ اگر بزنی بیدریغ و برگردیچو روی باز کنی بازت احترام کنند

مرا کمند میفکن که خود گرفتارملَویشه بر سر اسبان بدلگام کنند

چو مرغ خانه بسنگم بزن که بازآیمنه وحشیم که مرا پای‌بند دام کنند

یکی بگوشهٔ چشم التفات کن ما راکه پادشاهان گه گه نظر بعام کنند

که گفت در رخ زیبا حلال نیست نظر؟حلال نیست که بر دوستان حرام کنند

ز من بپرس که فتوی دهم بمذهب عشقنظر بروی تو شاید که بر دوام کنند

دهان غنچه بدرّد نسیم باد صبالبان لعل تو وقتی که ابتسام کنند

غریب مشرق و مغرب بآشنائی توغریب نیست که در شهر ما مقام کنند

من از روی تو نپیچم که شرط عشق آنستکه روی در غرض و پشت برملام کنند

بجان مضایقه با دوستان مکن سعدیکه دوستی نبود هر چه ناتمام کنند