ای خسته دلم در خم چوگان تو گویی

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

ای خسته دلم در خم چوگان تو گوئیبیفایده‌ام پیش تو چون بیهده گوئی

ای تیر غم عشق تو هر جا که رسیدهافتاده بزخمش چو کمان پشت دوتوئی

هم طرفه ندارم اگرم باز نوازیزیرا که عجب نیست نکوئی ز نکوئی

سعدی غمش از دست مده گر ندهد دستکی دست دهد در همه آفاق چنوئی؟