ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیدهٔ؟وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیدهٔ؟

ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای منلعل لبت حلوای من از من چرا رنجیدهٔ؟

بنگر ز هجرت چونشدم سرگشته چون گردون شدموز ناوکت پرخونشدم از من چرا رنجیدهٔ؟

گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنتفردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیدهٔ؟

من سعدی درگاه تو عاشق بروی ماه توهستیم نیکوخواه تو از من چرا رنجیدهٔ؟