باد بهاری وزید از طرف مرغزار
کلیات سعدی — غزلیات
باد بهاری وزید از طرف مرغزارباز بگردون رسید نالهٔ هر مرغزار
سرو شد افراخته کار چمن ساختهنعره زنان فاخته بر سر بید و چنار
گل بچمن در برست ماه مگر یا خورستسرو برقص اندرست بر طرف جویبار
شاخ که با میوهاست سنگ بپا میخوردبید مگر فارغست از ستم نابکار
شیوهٔ نرگس ببین نزد بنفشه نشینسوسن رعنا گزین زرد شقایق ببار
خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیعنالهٔ موزون مرغ بوی خوش لالهزار
هر گل و برگی که هست یاد خدا میکندبلبل و قمری چه خواند یاد خداوندگار
برگ درختان سبز پیش خداوند هوشهر ورقی دفتریست معرفت کردگار
وقت بهارست خیز تا بتماشا رویمتکیه بر ایام نیست تا دگر آید بهار
بلبل دستان بخوان مرغ خوش الحان بدانطوطی شکرفشان نقل بمجلس بیار
بر طرف کوه و دشت روز طوافست و گشتوقت بهاران گذشت گفتهٔ سعدی بیار