بخت این کند که رای تو با ما یکی شود
کلیات سعدی — غزلیات
بخت این کند که رای تو با ما یکی شودتا بشنود حسود و بر او ناوکی شود
خونم بریز و بر سر خاکم گذار کنکاین رنج و سختیم همه پیش اندکی شود
آنرا مسلمست تماشای نوبهارکز عشق بوستان گل و خارش یکی شود
ای مُفلس آنچه در سر تست از خیال گنجپایت ضرورتست که در مَهلکی شود
سعدی درین کمند بدیوانگی فتادگر دیگرش خلاص بود زیرکی شود