بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
کلیات سعدی — غزلیات
بسیار سفر باید تا پخته شود خامیصوفی نشود صافی تا درنکشد جامی
گر پیر مناجاتست ور رند خراباتیهر کس قلمی رفتست بر وی بسرانجامی
فردا که خلایق را دیوان جزا باشدهر کس عملی دارد من گوش بانعامی
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازمتو عشق گلی داری من عشق گلندامی
سروی بلب جوئی گویند چه خوش باشدآنان که ندیدستند سروی بلب بامی
روزی تن من بینی قربان سر کویشوین عید نمیباشد الّا بهر ایامی
ای در دل ریش من مهرت چو روان در تنآخر ز دعاگوئی یاد آر بدشنامی
باشد که تو خود روزی از ما خبری پرسیور نه که برد هیهات از ما به تو پیغامی؟
گر چه شب مشتاقان تاریک بود امانومید نباید بود از روشنی بامی
سعدی بلب دریا دُردانه کجا یابی؟در کام نهنگان رو گر میطلبی کامی