درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
کلیات سعدی — غزلیات
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستندجهان جوان شد و یاران بعیش بنشستند
حریف مجلس ما خود همیشه دل میبردعلیالخصوص که پیرایهٔ برو بستند
کسان که در رمضان چنگ میشکستندینسیمِ گل بشنیدند و توبه بشکستند
بساط سبزه لگدکوب شد بپای نشاطز بسکه عارف و عامی برقص برجستند
دو دوست قدر شناسند عهد صحبت راکه مدتی ببریدند و باز پیوستند
بدر نمیرود از خانگه یکی هشیارکه پیش شحنه بگوید که صوفیان مستند
یکی درخت گل اندر فضای خلوت ماستکه سروهای چمن پیش قامتش پستند
اگر جهان همه دشمن شود بدولت دوستخبر ندارم ازیشان که در جهان هستند
مثال راکب دریاست حال کشتهٔ عشقبترک بار بگفتند و خویشتن رستند
بسرو گفت کسی میوهٔ نمیآریجواب داد که آزادگان تهی دستند
براه عقل برفتند سعدیا بسیارکه ره بعالم دیوانگان ندانستند