دولت جان پرورست صحبت آموزگار

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

دولت جان پرورست صحبت آمیزگارخلوت بیمدّعی سفرهٔ بی انتظار

آخر عهد شبست اول صبح ای ندیمصبح دوم بایدت سر ز گریبان برآر

دور نباشد که خلق روز تصور کنندگر بنمائی بشب طلعت خورشیدوار

مشعلهٔ بر فروز مشغلهٔ پیش گیرتا ببرند از سرم زحمت خواب و خمار

خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیعنالهٔ موزون مرغ بوی خوش لاله زار

برگ درختان سبز پیش خداوند هوشهر ورقی دفتریست معرفت کردگار

روز بهارست خیز تا بتماشا رویمتکیه بر ایام نیست تا دگر آید بهار

وعده که گفتی شبی با تو بروز آورمشب بگذشت از حساب روز برفت از شمار

دور جوانی گذشت موی سیه پیسه گشتبرق یمانی بجست گرد بماند از سوار

دفتر فکرت بشوی گفتهٔ سعدی بگویدامن گوهر بیار بر سر مجلس ببار