چو ابر زلف تو پیرامن قمر می‌گشت

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

چو ابر زلف تو پیرامن قمر میگشتز ابر دیده کنارم باشک تر میگشت

ز شور عشق تو در کام جان خستهٔ منجواب تلخ تو شیرین‌تر از شکر میگشت

خوی عذار تو بر خاک تیره میافتادوجود مرده ازان آب جانور میگشت

اگر مرا بزر و سیم دسترس بودیز سیم سینهٔ تو کار من چو زر میگشت

دل از دریچهٔ فکرت بنفس ناطقه دادنشان حالت زارم که زارتر میگشت

ز شوق روی تو اندر سر قلم سودافتاد و چون من سودازده بسر میگشت

ز خاطرم غزلی سوزناک روی نمودکه در دماغ فراغ من اینقدر میگشت