کس این کند که ز یار و دیار برگردد

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

کس این کند که ز یار و دیار برگردد؟کند هراینه چون روزگار برگردد

تَنکدلی که نیارد کشید زحمت گلملامتش نکنند ار ز خار برگردد

بجنگ خصم کسی کز حیل فروماندضرورتست که بیچاره‌وار برگردد

بآب تیغ اجل تشنه است مرغ دلمکه نیم کشته بخون چندبار برگردد

بزیر سنگ حوادث کسی چه چاره کند؟جز اینقدر که بپهلو چو مار برگردد

دلم نماند پس این خون چیست هر ساعتکه در دو دیدهٔ یاقوت بار برگردد

گر از دیار بوحشت ملول شد سعدیگمان مبر که بمعنی ز یار برگردد