گرم راحت رسانی ور گزایی
کلیات سعدی — غزلیات
گرم راحت رسانی ور گزائیمحبت بر محبت میفزائی
بشمشیر از تو بیگانه نگردمکه هست از دیرگه باز آشنائی
همه مرغان خلاص از بند خواهندمن از قیدت نمیخواهم رهائی
عقوبت هرچ ازان دشوارتر نیستبر آنم صبر هست الّا جدائی
اگر بیگانگان تشریف بخشندهنوز از دوستان خوشتر گدائی
منم جانا و جانی بر لب از شوقبده گر بوسهٔ داری بهائی
کسانی عیب ما بینند و گویندکه روحانی ندانند از هوائی
جمیع پارسایان گو بدانندکه سعدی توبه کرد از پارسائی
چنان از خمر و زمر و نای و ناقوسنمیترسم که از زهد ریائی