یا رب آن رویست یا برگ سمن

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — غزلیات

یا رب آن رویست یا برگ سمنیا رب آن قدست یا سرو چمن

بر سمن کس دید جعد مشکبار؟در چمن کس دید سرو سیمتن؟

عقل چون پروانه گردید و نیافتچون تو شمعی در هزاران انجمن

سخت مشتاقیم پیمانی بکنسخت مجروحیم پیکانی بکن

وه کدامت زین همه شیرین ترستخنده یا رفتار یا لب یا سخن؟

گر سر ما خواهی اینک جان و سرور سر ما داری اینک مال و تن

گر نوازی ور کشی فرمان تراستبنده‌ایم اینک سر و تیغ و کفن

صَعقه میخواهی حجابی در گذارفتنه میجوئی نقابی برفکن

من کیم کانجا که کوی عشق تستدر نمی‌گنجد حدیث ما و من

ای ز وصلت خانها دارالشفاوی ز هجرت بیتها بیت‌الحزن

وقت آن آمد که خاک مرده راباد ریزد آب حیوان در دهن

پاره گرداند زلیخای صباصبحدم بر یوسف گل پیرهن

نطفهٔ شبنم در ارحام زمینشاهد گل گشت و طفل یاسمن

فیح ریحانست یا بوی بهشتخاک شیرازست یا باد ختن

بر گذر تا خیره گردد سروبندر نگر تا تیره گردد نسترن

بارگاه زاهدان درهم نوردکارگاه صوفیان بر هم شکن

شاهدان چستند ساقی گو بیارعاشقان مستند مطرب گو بزن

شعبهٔ خلقم چو صوفی در کنششهرهٔ شهرم چو غازی بر رسن

تربیت را حله گو در ما مپوشعافیت را پرده گو بر ما متن

چرخ با صد چشم چون روی تو دیدصد زبان میخواست تا گوید حسن

ناسزا خواهم شنید از خاص و عامسرزنش خواهم کشید از مرد و زن

سعدیا گر عاشقی پائی بکوبعاشقا گر مفلسی دستی بزن