برگ تحویل می‌کند رمضان

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — مواعظ

برگ تحویل می‌کند رمضانبار تودیع بر دل اخوان

یار نادیده سیر زود برفتدیر ننشست نازنین مهمان

غادر اَلحبُ صُحبةالاحبابفارق‌الخلُ عِشرة الخلان

ماه فرخنده روی برپیچیدو علیک‌السلام یا رمضان

الوداع ای زمان طاعت و خیرمجلس ذکر و محفل قرآن

مهر فرمان ایزدی بر لبنفس در بند و دیو در زندان

تا دگر روزه با جهان آیدبس بگردد بگونه گونه جهان

بلبلی زار زار می‌نالیدبر فراق بهار وقت خزان

گفتم انده مبر که بازآیدروز نوروز و لاله و ریحان

گفت ترسم بقا وفا نکندورنه هر سال گل دمد بستان

روزه بسیار و عید خواهد بودتیر ماه و بهار و تابستان

تا که در منزل حیوة بودسال دیگر، که در غریبستان

خاک چندان از آدمی بخوردکه شود خاک و آدمی یکسان

هردم از روزگار ما جزویستکه گذر میکند چو برق یمان

کوه اگر جزو جزو برگیرندمتلاشی شود بدور زمان

تا قیامت که دیگر آب حیوةبازگردد بجوی رفته روان

یارب آن دم که دم فرو بنددملک‌الموت واقف شیطان

کار جان پیش اهل دل سهلستتو نگه دار جوهر ایمان