صاحبا عمر عزیزست غنیمت دانش

Saadi (1210–1291)

کلیات سعدی — مواعظ

صاحبا عمر عزیزست غنیمت دانشگوی خیری که توانی ببر از میدانش

چیست دوران ریاست که فلک با همه قدرحاصل آنست که دایم نبود دورانش

آن خدایست تعالی ملک الملک قدیمکه تغیر نکند ملکت جاویدانش

جای گریه‌ست برین عمر که چون غنچهٔ گلپنجروزست بقای دهن خندانش

دهنی شیر بکودک ندهد مادر دهرکه دگرباره بخون در نبرد دندانش

مقبل امروز کند داروی درد دل ریشکه پس از مرگ میسر نشود درمانش

هرکه دانه نفشاند بزمستان در خاکناامیدی بود از دخل بتابستانش

گر عمارت کنی از بهر نشستن شایدورنه از بهر گذشتن مکن آبادانش

دست در دامن مردان زن و اندیشه مدارهر که با نوح نشیند چه غم از طوفانش

معرفت داری و سرمایهٔ بازرگانیچه به از دولت باقی بده و بستانش

دولتت باد وگر از روی حقیقت برسیدولت آنست که محمود بود پایانش

خوی سعدیست نصیحت چه کند گر نکندمشک دارد نتواند که کند پنهانش