مبارکتر شب و خرمترین روز

غزلیات, s. XIII

مبارکتر شب و خرم‌ترین روزباستقبالم آمد بخت پیروز

دُهلزن گو دو نوبت زن بشارتکه دوشم قدر بود امروز نوروز

مَهست این یا ملک یا آدمیزادپری یا آفتاب عالم افروز

ندانستی که ضدان در کمینندنکو کردی علی رغم بدآموز

مرا با دوست ای دشمن وصالستتو را گر دل نخواهد دیده بردوز

شبان دانم که از درد جدائینیاسودم ز فریاد جهانسوز

گر آن شبهای باوحشت نمیبودنمیدانست سعدی قدر این روز

De los Ghazaliyat de Saadi (s. XIII), a partir de la transcripción de Wikisource en persa.

Dominio públicoEste poema está en el dominio público. Puedes leerlo, copiarlo, recitarlo y publicarlo sin pedir permiso a nadie.